ایلیا عزیزم نی نی مون رفت پیش خدا
این روزا بدترین روزهای عمر من بود ایلیا اگه به خاطر تو نبود حتما مرده بودم 15 تیر وقت سونو برای غربالگری داشتم از شب قبلش یه دلشوره عجیبی داشتم انگار یه چیزی تو وجودم کم بود صبح با بابا رفتیم دکتر گفت همه چی خوبه فقط استراحت کن بعدش رفتیم سونو تا خوابیدم و دکتر داشت بررسی میکرد گفت شما سونو ان تی لازم ندارید جنین یه مشکلی داره برای دکترتون مینویسم هی گفتم چی شده قلبش نمیزنه ولی هیچی نگفت تا کاغذ سونو رو گرفتیم که نوشته بود رشد متوقف شده و قلب جنین نمیزنه دنیا رو سرم خراب شد تا بعد ازظهر فقط گریه کردم و امید داشتم اشتباه شده رفتیم بعد از ظهر پیش دکتری که سر تو میرفتم اونم سونو کرد و همه چی رو تایید کرد و گفت کورتاز دنیا رو سرم خراب شد برای سه شنبه 18 تیر بیمارستان عرفان وقت داد ااین چند روز فقط کار من گریه بود از اونروز هم تو بیمارستان فقط بگم درد بود و گریه بدترین روز زندگیم
امروز جمعه اس چند روز گذشته ولی من اروم نمیشم انگار یه تکه از وجودم کمه هنوز اشکام بند نمیاد
و تو پسر گلم چقدر غصه خوردی با گریه گفتی من که گفتم نی نی رو از دلت در بیار دیدی مردش برای تو هم خیلی سخت بود و همش میگی خدا یه نی نی بهمون بده
و من فرشته کوچولوم رو تو 13 هفتگی از دست دادم و تو تنها دلیل صبر منی و به من ارامش میدی چقدر خوبه تو هستی ایلیا


ایلیا عزیزم نی نی مون رفت پیش خدا
