رفتن ایلیا به پیش دبستانی
سلام پسر گلم
امسال خیلی
فکر کردیم و درگیر این مسئله بودیم که ایا تو بری پیش دبستانی 1 یا نه ولی بعد کلی فکر رفتیم و ثبت نامت کردیم اونم تو مهد پارمین
روزی که رفتیم شهریه رو بدیم یعنی شنبه29 شهریور مدیر مهد گفت امروز میان برای اندازه
گیری لباس و ایلیا بمونه و تو شروع کردی به گریه بغض کردی انگار داشتم من میمردم وقتی اون حالت رو دیدم یه لحظه پشیمون شدم هر چند تو قبلا کلاس رفته بودی ولی انگار اینجا برات غریبه بود
کل اون 2 ساعت رو من تو خیابون رفتم و اومدم از دلشوره
وقتی اومدم دنبالت راضی بودی ولی دوباره از فردا صبح شروع کردی به گریه که نمیری ولی به هر حال رفتیم ولی اونجا دیگه گریه نکردی این روند فرداش هم ادامه داشت ولی از روز اول مهر دیگه با اشتیاق داری میری خیلی هم اونجا رو دوس داری
امیدوارم دانشگاه رفتنت رو هم ببینم
اسم مربیت هم الهام جون هست امیدوارم تو این دوره چیزای خوبی یاد بگیری


رفتن ایلیا به پیش دبستانی
